مرتضى راوندى

68

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

چوگان‌بازى و شطرنج و شكار فرامىگرفتند ، پانزده سالگى ، سن پايان تربيت بدنى و اخلاقى بود » فردوسى نيز اطلاعات مختصرى از روش تعليم و تربيت كودكان آن دوره به دست مىدهد : همان كودكش را به فرهنگيان * سپردى چو بودى از آهنگيان به هر برَزنى بَر دبستان بدى * همان جاى آتش‌پرستان بدى در پندنامه آذرباد ماراسپند راجع به آموختن دانش چنين آمده است : « زن و فرزند خود را از تحصيل دانش و كسب هنر باز مدار تا غم و اندوه بر تو راه نيابد و در آينده پشيمان نگردى ، اگر تو را فرزند خردسال است ( خواه پسر خواه دختر ) او را به دبستان فرست زيرا فروغ دانش ديدهء دل او را روشن و بينا كند . دختر خود را شوهرى ده كه هوشيار و دانا باشد چه مرد هوشيار و دانا چون زمين بارورى است كه هر تخمى در آن كشته شود نيكو و فراوان بار آورد . ( تمدن ساسانى ، ص 129 ) مراكز علمى در ايران « علوم يونانى و اسكندرانى در پيشرفت خود در شرق ، اندك‌اندك به كشورهاى شاهنشاهى ساسانى راه جست و به ايران وارد شد و در مداين و گنديشاپور و « ريواردشير » و ديگر مواضع مراكز علمى جديد و مهمّى به‌وجود آورد . اين نكته را فراموش نمىكنيم كه ملت ايران تا اين هنگام يعنى دورهء « ساسانى از ترقيات در علوم برخوردار شده بود و در موسيقى و طب و رياضيات ، بر اثر ارتباطى كه از مشرق و مغرب با ملل بزرگ مانند هندوان و بابليان و ملل يونان و آسياى صغير يافته و با اطلاعاتى كه خود از قديم الايام گردآورده بود ، پيشرفتهايى داشت . « 1 » در تاريخ ابى الفداء آمده است كه شاپور فرمان داد تا كتب يونانى به پهلوى درآيد ، ديرها و مدارس و محافل علمى ايران در عهد ساسانيان بسيار است ولى از آن ميان « گنديشاپور » بيش از همه كسب اهميت كرده است ، علاوه‌بر آنچه گفتيم ، بلاد مرو و بلخ و سغد و فرغانه از ديرگاه يعنى از آغاز تسلط يونانيان به بعد موقعيت علمى پيدا كرده بود و در دوره ساسانيان نيز عدهء زيادى از علماى رياضى و نجوم در اين شهرها به تحقيقات علمى مشغول بودند . « 1 » » علاوه‌براين در زمينه‌هاى فلسفى و اخلاقى و ادبى آثارى از صاحبنظران عهد ساسانى به يادگار مانده است .

--> ( 1 ) . ذبيح الّه صفا : علوم عقلى در تمدن اسلامى ، ص 12 به بعد ( به اختصار ) .